خارجي. علمي. دويچهوله. اينترنت.
هر كسي كه ازاينترنت استفاده ميكند، ازخود ردي الكترونيكي برجاي مي گذارد كه براي پليس و سازمانهاي امنيتي اطلاعات با ارزشي به شمارمي رود. به گزارش روز يكشنبه پايگاه اينترنتي دويچهوله، طرح كلي اينترنت اينگونه است: دو رايانه در دو طرف روبهروي هم قراردارند. در ميان اين دو، يك ابر بزرگ
اطلاعاتي وجود دارد و هرچيزي كه در اينترنت مبادله شود هماننداي ميل ها، مكالمات تلفني اينترنتي، اطلاعات كارتهاي اعتباري و حتي وب سايتهاي بازديد شده، در اين ابر اطلاعاتي شناور هستند. خيليها به اين اطلاعات علاقمندند مانند جاسوس ها، شركتهاي بازاريابي، جنايتكاران و همچنين پليس.

"كنستانتسه كورتس" ( (Constanze Kurzدر شركت (CCC (Chaos Computer Club كارميكند، شركتي كه از مجموعهاي ازهكرها تشكيل شده، كه حفرههاي ايمني دراينترنت را پيدا ميكنند. وي دراين رابطه ميگويد: "هركسي به عنوان يك كاربرعادي فكر ميكند كه در اينترنت هويتي ناشناخته دارد، اما عملا اينطور نيست. در حقيقت هركسي با گشتن در اينترنت از خودي ردي به جا ميگذارد." مهمترين رد برجاي مانده در اينترنت، آدرس آي.پيها هستند. مجموعهاي از اعداد كه هر شخصي هنگام وارد شدن به اينترنت دريافت ميكند. شركتهاي خصوصي، آي.پي شخصي خودشان را دارند و كاربران تا زماني كه آن لاين هستند از آي.پي شركتهاي عرضهكننده اينترنتي استفاده ميكنند و به محض خارج شدن از اينترنت يك مشتري ديگر اين شماره را دريافت ميكند. در نتيجه تنها آي.پيها (شركتهاي ارائهدهنده اينترنت) ميدانند كه در پشت يك آي.پي چه كسي نهفته است و از همين رو دولتهاي اروپايي در پي موظف كردن ارائهدهندگان اينترنتي به ذخيرهسازي اين اطلاعات هستند. اگر كسي واقعا از تحت تعقيب قرار گرفتن توسط دولت ميترسد، ميتواند از برنامههاي گمنامسازي استفاده كند. مثلا طرح گمنامسازي دانشگاه درسدن به نام "، "J.A.Pبرنامههاي ارائه ميدهد كه آدرس آي.پي را ميپوشانند. البته آنگونه كه "ماركوس شافرين" ( (Markus Schaffrinاز اتحاديه صنعت اينترنت ( (e.c.oتوضيح ميدهد، حقههاي سادهتري نيز ميتوانند رديابها را به اشتباه بيندازند. او ميگويد: "در آن صورت ميتوان براي وب گردي به يك كافي نت رفت. آن وقت نه تروريست و نه جنايتكار، بلكه مدير كافي نت به دردسر ميافتد. در آينده تروريستهاي حرفهاي و روساي مافيا از رايانههاي شخصيشان به اينترنت وصل نميشوند." فقط پليس نيست كه به دادههاي شناور در اينترنت علاقه دارد، بلكه موسسات هم خواهان به دست آوردن اطلاعات درباره همكارانشان هستند، يا كلاهبرداران كارتهاي اعتباري كه درجستجوي اطلاعات محرمانه مشتريان هستند و در آخر در زمينه جاسوسيهاي اقتصادي نيز اينترنت، امكانات جديد و خطرات تازهاي را دربردارد. قبلا هنگامي كه كسي ميخواست اطلاعاتي را درباره رقيب خود به دست آورد، يا بايد پرس وجو ميكرد و يا با خبرچينها صحبت مينمود، اما امروزه گزارههاي اطلاعاتي فراواني وجود دارند كه دربرگيرنده دادههاي ارزشمندي هستند. هنر در اين است كه آدم مناسب را بيابيد و به اين كار در زبان تخصصي "كنكاش اطلاعاتي" ميگويند. با استفاده از روشهاي رياضي و آماري ميتوان حجم انبوهي از دادهها را ارزيابي ومقايسه كرد. كورتس ميگويد: "امروزه بيرون كشيدن اطلاعات درباره يك آدم از مجموعهاي از دادهها اصلا كار سختي به حساب نميآيد." اگر كسي از اين ميترسد كه درآينده، مثلا در هنگام تقاضاي شغل، تمام اطلاعات خصوصيش از سوي كنكاش گران اطلاعاتي بررسي گردد، لازم نيست كه نگران شود، چراكه اين اتفاق به ندرت ميافتد. خيلي از آدمها آن قدر اطلاعات از خودشان بهطور داوطلبانه بر روي اينترنت قرار ميدهند كه ميتوان از طريق ماشينهاي جستجو انبوهي از دادههاي شخصي و شغليشان را پيدا كرد. كورتس ميافزايد: "تمام اطلاعات شخصي كه فرد زماني بر روي اينترنت قرار داده است، بالقوه قابل بازيابي هستند و در حقيقت، گوگل بزرگترين مجموعه اطلاعاتي است كه ما در تمام دنيا داريم."